2
دانش آموخته سطح چهار موسسه بینالمللی مطالعات اسلامی
3
گروه مذاهب اسلامی دانشگاه ادیان و مذاهب.
چکیده
اجتهاد یکی از ارکان بنیادین پویایی فقه اسلامی است که همواره با شرایط دقیق و ضوابط علمی همراه بوده است. اما وهابیت با اولویت دادن به بازگشت مستقیم به قرآن و سنت و نقد رویکرد تقلید مذهبیِ صرف، در عمل به تقلیل و سادهسازی شروط اجتهاد گرایش یافته است. این رویکرد، اجتهاد را در منظومۀ فکری آنان عمدتاً به شناخت نصوص، قدرت ترجیح و تمییز حدیث صحیح فروکاسته است. این مقاله استدلال میکند که شروط اجتهاد در اندیشۀ وهابیت فاقد انسجام لازم است و با معیارهای اجتهاد ضابطهمند فاصله دارد. پیامد این رویکرد، صدور فتاوای متعارض، گسترش فتواهای تکفیری، امکان سوءاستفادۀ سیاسی و در نهایت تضعیف وحدت اسلامی بوده است. بر این اساس، پژوهش حاضر بر ضرورت بازتعریف ضابطهمند اجتهاد تأکید میکند تا اجتهاد نه ابزار تفرقه و سوءاستفاده، بلکه ابزاری سازنده برای حل مسائل معاصر جهان اسلام باشد.